پایگاه آنتی بدعت -موسس:مجاهد از بلوچستان
این وبلاگ صرفاَ جهت آشکارسازی نو آوری های آخوند است و توهینی به برادران و خواهران شیعه ضد بدعت نیست
اين تصوير مربوط به پايان مراسم است :

چهارشنبه ۲۴ تیر ۸۸ : انفجار بمب در مسجد علی ابن ابیطالب زاهدان هیچ ارتباطی با اهل سنت واقعی ندارد و مغایر با اعتقادات اهل سنت است و ما این اقدام را محکوم می کنیم و به خون براداران و خواهران شیعی احترام قائلیم.
پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۸۸ : منافقانی چون آیت الله قزوینی و آیت الله دانشمند دشمنان وحدت اند چون مستقیما به علما توهین می کنند و با چرب زبانی و وداحه گویی روی افکار گمراهان کار می کنند مثلا اینکه مردم را از رفتن به حج باز می دارند و این فیلم موجود است. چون که ۲۰ طلبه فارغ التحصیل از فیضیه قم به حج رفتند و ۱۳ نفر سنی به کشور باز گشتند آن هم جوانانی اهل تفکر که راه درست را از روی سواد بالا و گرایش فطری به حقایق انتخاب کردند.
سه شنبه ۲۸ خرداد ۸۸ : توهین محمود احمدی نژاد به صحابه و یاران پیامبر(ٌص) که مستقیم از تلویزیون پخش شد را محکوم می کنیم و رئیس جمهوری به این اسم نداریم.
شنبه ۱۰ اسفند۸۷: همایش بزرگ دانشجویان اهل سنت ایران در روز چهارشنبه و پنجشنبه ۷ و ۸ اسفند در مسجد بزرگ مکی زاهدان با جلال و شکوه فراوان و حضور گرم دانشجویان کل کشور و اساتید و علما برگزار گردید و بار دیگر این استقبال پرشور جوانان و امیدهای آینده از مسایل دینی و مذهب اهل سنت پیامبر بر پایداری و قدرت اهل سنت صحه گذاشت.
سلام - در اینجا بنده همین ابتدا اعلام می کنم کسایی که قدرت تعقل شخصی و عادلانهندارن
همینجا از سایت خارج بشن واگر این فهم را در خودشون می بینن بیایند عادلانه و کاملاً شخصی به مطالب بنگرن همچون یه قاضی عادل همچون یه انسان با فرهنگ همچون کسی که افسار عقلش دست دیگرون نیست به مسائل مطرح شده تا آخر بنگرن . همانا خداوند بزرگترین اسلحه هر انسان رو ایمان و سپس عقلش قرار داده و این دو تاًیید کننده یکدیگرن هر انسانی به قدر یافتن راه و مسیرش آونقدری عقل داره که به کمکش بیاد ولی اگه عمداً از اون استفاده نکنه و کورکورانه از عقل دیگری پیروی کنه هیچ عذر و بهانه اش در قیامت پذیرفته نیست ، پس برای قیامتت هم که شده بمون و تفکر کن چون که دفع خطر احتمالی عقلاً واجب هست.
در اینجا بنده دلایلی بر ناپایداری اصول آخوندی میارم بنده نه مولوی ام نه آخوند و نه منافق بلکه انسانی ام که علی رغم سن کم خود و در عین جوانی ام از قدرت عقل شخصی ام بهره می برم به هیچ شخص یا گروهی وابسته نیستم و نه قصد توهین به برادران تشیع دارم و نه اینکه از این کارم سود مادی می برم.
می خوام در پایان (فقط درصورتی که کل مطالب رو خوندی) اظهار نظر کنی من یک هدف رو دنبال می کنم و اون فقط و فقط خیر خواهی و بیداری تو هستش ، من همچنین ازت میخوام که سوالاتی که در متن مطرح کردم رو جواب بدی و اگه هم سوالی توی ذهنته واسم بنویس منو داداش کوچیک خودت فرض کن سعی میکنم جوابتو با احترام برادرانه بدم.
پاسخ به نظرات و سوالات
زمان پاسخگویی به نظرات هر هفته یکبار می باشد
پاس برای نظر دهنده با نام فدایی :
مساله شراب که آن را به حضرت عمر(رض) بعد از توقف غدیر نسبت می دهی:
موافقت وحی الهی با رای حضرت عمرفارق(رض) در مساله منع خمر(شراب):
از قرآن کریم معلوم می شود که دستور خمر تدریجا نازل شده است.روزی حضرت فاروق(رض) با نهایت تضرع و زاری به بارگاه خدا التماس و دعا کرد که : "الهم بیِّن لنا فی خمرِ بیاناً شافیاً " یعنی خداوندا ! بیان فرما برای ما مساله شراب را بطوری که واضح و تسلی بخش باشد. در اثر دعاهای حضرت فاروق(رض) ، حضرت جبرئیل آیه ذیل را (ازسوره مائده آیه90) برای آن حضرت (ص) فرود آورد:
" یا ایها الذین آمنو اِنما الخمرُ و المیسرُ و الانصابُ و الازمامُ رجسٌ مِن عملِ الشیطانِ فَاجتنبوهُ لعلکم تفلحون"= ای مومنان شراب و قمار و نشانه های معبودان باطل و تیرهای پلید اند ، از کردار شیطان ، پس احتراز کنید از آن تا رستگار شوید).
از این آیه کریمه ثابت شد که نسبت به شراب وحی الهی مطابق رای حضرت عمر فاروق(رض) نازل شده است.
(بدون دخل و تصرف از:کتاب موافقات حضرت عمر(رض)- مولف:محمد ضیاءالقاسمی- مترجم مولانا غلام محمدسربازی-صفحه21- با کد 7813002م - کتابخانه ملی ایران!)
توضیح : مطابق تقاضا و تمنای قلبی حضرت عمر فاروق(رض) و موافق با رای ایشان بارها وحی الهی نازل شده است.
و حال به این حدیث توجه کن که از شخص پیامبر نازل شده است (که شما گفتی در شان ابو حامدغزالی بوده): " لو کان بعدی نبیٌ لکان عمر بنِ الخطّاب" اگر بعد از من پیغمبری می آمد آن کس عمر پسر خطاب بود.(نقل از ترمذی ).
و در سالهای اولیه دعوت به اسلام پیامبر فرمودند:" خداوندا از این دو نفر یکی را همراه من ساخته و پشت مرا به وی گرم ساز- ابوسفیان یا عمر بن خطاب" که خداوند دعای نبی(ص) را مقبول ساخته عمربن خطاب در راه ورود با حالتی افروخته از اینکه به وی گفته بودند خواهر و شوهر خواهرت اسلام آورده اند به پشت در رسیدند و آنان مشغول تلاوت آیات قرآن بودند که به اذن خدا آیات از همانجا بر قلب عمر اثر کرده و اسلام آوردند و حضرت عمر فاروق (رضی الله عنه) لقب گرفتند. شخصی که فاتح کشور های غیر مسلمان من جمله ایران بوده پس حتما نهایت ایمانی قوی و ابدی داشته که آن همه مشقات را به جان خریده باشد چطور ممکن است بیاید بر سر مقام ایمانش را ببازد و روی به خمر بیاورد. روایتتان نهایت سادگی تان را خواهد رساند. پس برای توبه هرگز دیر نیست برادر خوبم.
در مورد علما و کتبی که ذکر نمودید زمان زیادی را می طلبد مدتی منتظر بمانید تا تحقیق دقیق صورت گیرد.
پاسخ برای نظر دهنده با نام محمد مهدی بطحانی : سلام برادر - اولا اینکه هیچ یک از اهل سنت غدیر را انکار نکرده اند ولی حقیقت غدیرآن چیزی که فتنه تراشان می گویند نیست . پیامبر، علی(رض) را بعنوان ولی به معنی دوست و مرجع معرفی کردند و قبل از آن هدف توقف نصیحت و وصیت و حلالیت بوده است در اصل ایشان مساله ختم ارسال وحی و پیامبری را گوشزد می کند که پس از وی بر هیچ کس وحی خداوندی به قصد رهبری جامعه نخواهد شد و مصداق آن این جمله است که : ای مردم آیا مساله ای مانده که از سوی خدا آمده باشد و به شما ابلاغ نکرده باشند آیا در امر رساندن پیام الهی به شما قصوری کرده ام؟- این یعنی ختم نبوت و آنچه که می گویید امام از سوی خدا و وحی آمده دلیل عقلی و نقلی ندارد.
دوما اینکه از لطف شما برای دعوت کردن من به منزل ممنون - بزرگی شما را می رساند ولی خودت می دانی که در این جو ایران به هیچ کسی اعتمادی نیست البته سوء تفاهم نشود منظورم گرگ های در لباس میش اند نه شما.
پاسخ برای نظر دهنده با نام مینا : آنچه که در مورد حضرت عمر نظر تحت عنوان ازدواج اجباری و زوری بر علی نسبت به دخترشان ام کلثوم می گویید کذب محض است مگر علی(رض) با آن همه شهامت و جرات و غیرت می توانست دخترش را به نزد عمر بفرستد برای پیشنهاد به عمر(رض) برای ازدواج با وی؟که بعد عمر چنان حرکت زشتی که بیشتر به کار آخوندی شبیه است تا اخلاق صحابه ازدواج را بپذیرد ؟ خیر این تهمت ها سزاوار اعراب متعصب به ناموس آن وقت نیست بلکه چیزی است که امروز در ایران به ظاهر اسلامی از مدعیان حب اهل بیت هم چه بسا که سر می زند.
پاسخ برای نظر دهنده با نام فدایی ولایت : مساله نامگذاری فرزندان حضرت علی(رض) به نام خلفای راشدین آن هم به فرض اینکه بگوییم شهادت فاطمه زهرا(س) حقیقت داشته باشد آن هم در ایام سوگواری و بعد از آن که همچنان تولد فرزندانشان ادامه داشته ، غیر ممکن است مگر اینکه روایت شما جعلی باشد. مگر علی همسر و فرزند خود را دوست نداشت؟ چرا فرزندان دیگر همسرانش را همچنان بلافاصله بنام خلفا نامگذاری بکند؟ مگر اینکه روایتت جعلی باشد که هست - و بعد هم اینکه اگر بالفرض محمد نامی امروز خیانتی سخت به من مرتکب شود من بخواهم نام محمد را بر فرزند نگذارم به دلیل عدم توجه به مساله همه گیر بودن این نام و مساله زمان است آن هم 1400 سال پیش ! ولی آن زمان و آن ماه های نزدیک به هم مساله را به شک می اندازد عزیزم !
پاسخ برای نظر دهنده با نام علمدار : لعن و بدگویی به صحابه آن هم از سوی دختر پیامبر(ص) کذب است چون اگر خلفای راشدین سزاوار لعن بودند چرا پیامبر این کار را با داشتن علم آینده بینی به اذن خدا ، نکردند مگر اینکه دو چیز را بپذیری 1- فاطمه (س) از پیامبر سیاست و شناخت بهتری به مسایل خلفا داشتند 2- راویان این مساله راویانی دروغین بوده که صدها سال بعد از صدر اسلام این روایات را صرفا برای برهم زدن وحدت ساخته اند.
پاسخ برای نظر دهنده با نام فدایی اسلام:
مطالبی که راجع به غضب فاطمه (س) بر ابوبکر ذکر کرده اید تماما غلط است و جریان آن همان پاسخی است که برای نظردهنده با نام علمدار نوشتم که : تکنیک قیچی مطالب از منابع و کتب صحیح چیزی نیست که امروزه برای نسل فرهنگی امروز پوشیده باشد. حدیث را از کتب معتبر می نویسند با ذکر جلد و صفحه و سپس می آورند نقل می کنند تا جایی که به نفع احتیاجاتشان باشد و بقیه مطلب که همانا توضیح مطلب و بعبارتی قلب مطلب است را حذف می کنند و خواننده وقتی حدود مطلب را در منبع می بیند یا لا اقل اعداد و صفحات را می شنود باورش این می شود که اصل مطلب همین بوده و تا همینجا بوده.آری این تکنیک شوم که از سخنان خودمان با دستکاری بر ضد خودمان استفاده می شود نویت ترین شیوه تفرقه اندازان میان مذاهب است. ما خواهان وحدت هستیم نه کینه و فتنه تراشی.
و اما قضیه ابوبکر(رض) و فاطمه (س) :
حضرت علی 14 پسر و 18 دختر داشته اند که اسم پسرانشان را به ترتیب ذکر می کنم اگر اشتباه اند مدرک بیاور:
اول و دوم : حسن و حسین از مادری بنام فاطمه زهرا دختر پیامبر - سوم :محمد الاکبراز مادری بنام خوله بنت عیاص و مشهور به محمدابن الحنفیه
چهار و پنج : عبدالله الاکبر وابوبکراز همسری بنام لیلا بنت مسعود هردویشان در کربلا همراه برادرشان امام حسین(رض) شهید شده اند.
ششم و هفتم و هشتم و نهم به ترتیب :عباس الاکبر ، عثمان ، عبدالله الاصغر ، جعفر از مادری بنام امالبنین بنت هرام - هرچهارتا در کربلا شرکت و شهید شده و برادر را تنها نگذاشته اند.
دهم محمد الاصغر از ام ولد که در کربلا شهید شده است
یازدهم و دوازدهم: یحیی و قون از مادری بنام اسما بنت عمیص
سیزدهم عمر از همسری بنام ام حبیبه تقلویه
چهاردهم : محمد اوسط از همسری بنام امامه
همه خواهان شهادت ! اگر علی (رضی الله عنه) ابوبکر و عمر و عثمان رو دوست نداشت اسمشونو روی پسراش نمی گذاشت شما از نمرود یا قارون خوشتون نمیاد حاضرید اسم بچه تونو بذارید نمرود یا قارون ؟ ! متاسفانه اسم برادران سیدمان حسین (رض) را که مغایر با اهداف تفرقه اندازان است در جریان کارزار حق علیه باطل در کربلا سانسور شده چون موقعیت و منافع منافقان در حدیث به خطر می افتد - پس هرگز فاطمه زهرا با ابوبکر (رض) دوست و پدرزن محمد(ص) کدورتی نداشته و آنچه تفرقه اندازان می گویند به صراحت کذب محض است ولاغیر.کتبی هم که بنام صحیح بخاری از آن بر ضد ما یاد می کنید غیر از ختم صحیح مسلم بخاری واقعی است و جریان جعل و انتشار کتب دروغین که با همان نام و مولف جعل شده و از اکاذیب مملو است وسیله ایست که بسیاری از برادران و خواهران تشیع را به اشتباه می اندازد پس آدرس بده تا اصل کتاب را برایت پست کنم برادر تا بدانی چقدر مغایر با کتاب جعلی منتشر شده در ایران به ظاهر اسلامی است. در ضمن تمایل دارم تلفنی تماسی داشته باشم اگر ممکن بود شماره بگذار یا لا اقل ایمیل را بنویس تا اسنادی برایت بفرستم برادر.
پاسخ برای نظر دهنده با نام رضا :
در پاسخ برادر شیعه آقای رضا که نوشته اند : ما با سنی مشکلی نداریم و این تفرقه اندازان اند که این چنین مطالبی را ساخته و شیعه را به جان سنی و برعکس می اندازند -
باید بگویم رضا جان از این کلام ات بسیار خوشم آمد و تحسین می کنم که بجای تقلید کور کورانه از اکاذیب تراشان منافق ، مستقیما زدی بر دهان شان و بر تفرقه اندازان نشان دادی که بیدارند شیعیان و سنیانی که با شعور استلال می کنند نه با چشم بسته.
پاسخ برای نظر دهنده با نام علمدار :
در مورد توانایی های اولیا و پیامبران اینکه شما به اشتباه می گویید فلان شفا می دهد و فلان توانایی دارد ولی اگر از مطالعه کنندگان قرآن باشید می بینید که می گویند به اذن خدا شفا می دهم مانند :
یوسف که گفت : به اذن خدا این خواب امپراطور را تعبیر می کنم.
عیسی که در گهواره گفت به اذن خدا سخن می گویم و یا زمانی که گفت به اذن خدا ای مرده زنده شو
یا پیامبر که گفت به اذن خدا ای قمر شکافته شو.
هیچ انسانی از خود توانایی این چنین قدرتی را نداشته و ندارد و هرآنچه در اراده ی آن به توحید و توانایی خاص خدا اشاره شود آن هم از سوی بنده ای صالح آن غیر ممکن ممکن می شود. ولی در مذهب آخوندی مستقیم از بنده ی صالح متوفی کمک می خواهند بی آنکه سراغ خدا را هم بگیرند.
پاسخ برای نظر دهنده با نام علمدار : برادر من ، اولا اینکه حق نداری چنین الفاظ زشتی در مورد صحابه نبی(ص) بکار ببری چون با این کار مستقیما به پیامبر اسلام توهین می کنید. دوما اینکه درک شما از مطالب منابع صحیحی چون کتاب مسلم بخاری از بنیه ضعیف است بنده بارها کتبی از تشیع را مطالعه نموده ام که مطالبی از منابع صحیح اسلام استخراج و سپس تا هرکجا که به نفع شان بوده ذکر کرده و بقیه را قیچی کرده اند و شما تنها نیمه خالی لیوان را دیده اید.بی انصاف ها با قیچی و دستکاری مطالب و پرهیز از ذکر کل حدیث شما را با سیاستی شیطانی گمراه می نمایند.بهترین راه قیاس شخصی و تعقلی است که خودتان دارید خود با عقل بسنجید نه اینکه کور کورانه پیروی کنید.
پاسخ برای نظر دهنده با نام فدایی اسلام : دوست گرامی من صحت مطالب شما را تایید نمی کنم ولی بهتر است صبر کنید تا من با رجوع به منابعی که ذکر نموده اید مطالب را استخراج کنم. منتظر بمانید.
پاسخ برای نظر دهنده با نام محمد : بنده از کشور ایران و استان سیستان و بلوچستان هستم چرا پرسیدید؟
پاسخ برای نظر دهنده با نام دوست دار عمر: کتبی در وصف حضرت عم (رض)
۱- کتاب خلفای راشدین که البته نام نویسنده آن دقیقا یادم نیست.
۲- کتاب موافقات حضرت عمر از مولانا قاسمی ترجمه مولانا سربازی - انتشارات صدیقی زاهدان
۳- کتاب حقایقی از جمل و صفین از ایوب گنجی
پاسخ برای نظر دهنده با نام س : نظر دهنده گرامی شما نوشته اید : اگر صیغه همان زنا بود حلال نمی بود
در جواب شما اینکه : حلال و حرامی که توسط بدعت گذاران شما پایه گذاری شده باشد دیگر رنگ حلال و حرام دوران رسول الله را ندارد بلکه مغایر و مخالف رسول الله است. عملی که رنگ ازدواج کامل اسلامی ندارد و فقط به قصد هوس رانی و از هم پاشیدن زندگی با همسر اصلی و اول است پا نهادن روی حقوق و احساسات زن اصلی است و آخوندها برای مخالفت با آیین دور از بدعت سنت به نحوی این امر زشت و غیر اسلامی را وارد اعتقادات مسلمین کرده اند. مگر معنای ازدواج و عقد چیست؟ اگر واقعا این امری واقعی بود چرا حتی یک حدیث از ایشان مبنی بر اینکه ای امت بعد از من شما این کار را بکنید پیدا نشده چرا عادت کرده اید چشم و گوش بسته بپذیرید چرا خودتان استدلال عقلی نمی کنید؟
وفات حضرت فاطمه (رضی الله عنهه)
:تاریخ می داند که حضرت فاطمه وفات یافته اند ، چند سالی بیشر نیست که می شنویم ایشان به شهادت رسیده اند و این روایت شهادت ، روایتیست دروغین صرفا برای اختلاف بین مسلمانان !
در کتب آخوند های اختلافی آمده که خلیفه مسلمین حضرت عمر (رضی الله عنهه) قاتل حضرت فاطمه و جنین شان محسن است. من برای این نویسندگان مردم فریب جواب دندان شکنی دارم که هر خواننده ای را متقاعد خواهد کرداول به حدیث زیر خوب دقت کن:
حضرت علی (رضی الله عنهه) می فرمایند : "کسی که غیرت ندارد هیچ خیری در او نیست." این حدیث در کتب تشیع هم بارها نقل شده است.
حال من از شما می پرسم:خود حضرت علی غیرت داشته یا نداشته ؟اهل تفکر پاسخ دهند.
جواب مولانا پردل (مفتی السلام بزرگ اهل سنت بندر عباس) : "شناختی که ما از حضرت علی (رضی الله عنهه) داریم سراسر غیرت و مردانگی است ، پس چطور کسانی که ادعای حب علی می کنند غیرمستقیم ایشان را بی غیرت جلوه می کنند و برای آن پاسخی ندارند که وقتی به دروغ نوشته اند که حضرت عمر درِ خانه را محکم بزند به شکم حضرت فاطمه (رض) در حالیکه این بانوی بزرگوار باردار اند و پسرش محسن بمیرند و ... و تاریخ هم ننویسد که حضرت علی (رض) برای ناموسش شمشیر کشیده است این هم حرفش و سندش" آن هم آن علی که شهامتش و غیرتش و ناموس پرستی اش نظیر نداشته است مگر اینکه این علی غیر از آن علی باشد.
و بعدها همان حضرت علی با غیرت (رض) دخترش ام کلثوم را به عقد حضرت عمر (رض) در آوردند و یا زمانیکه بعدها همان حضرت علی با غیرت (رض) اسم یکی از پسرانش را هم گذاشت "عمر"! .فرض کنیم به قول شما آخونهای تشیع عمر دشمن علی باشد آن وقت چطور ممکن است کسی در برابر صدمه ی این دشمن به همسرش ، هیچ کاری نکند ، چطور ممکن است دخترش را به عقد دشمنش در آورد و چطور ممکن اسم دشمنش را بر پسرش بگذارد؟
البته باز هم برای پوشش گذاشتن بر حقیقت ازدواج حضرت عمر و امکلثوم دختر فاطمه دروغ دیگری ساخته شده که ام کلثوم دختر ایشان نیست بلکه کنیزش بوده . مثل اینکه باورشان نمی شود که علی (ع) دخترش را به حضرت عمر بدهد.علامه کلینی از علمای تشیع در کتاب الکافی جلد ۲ به ازدواج عمر و ام کلثوم دختر فاطمه (س) اشاره می کند
من جواب این سه سوال را می خواهم کسی نیست جواب بدهد متاسفم برای روحانیون تشیع که قضایا را سانسور می کنند متاسفم برای آن دسته از شیعیانی که همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند (و البته هستند شیعیانی که پی به دسیسه آخوند برده اند همان هایی که کمی خودشان اندیشیده اند خداوند نجاتشان دهد و پشت و پناهشان باشد امید است هدایت شوند)
در مورد حضرت عمر (رض):
کسی بود که پیامبر(ص) در زمان حیاتش به ایشان وعده بهشت دادند . کسی که ایران را از آیین آتش پرستی و از آیین زرتشتی و رسوم جاهلیت به دین برتر جهان سوق دادند و اگر امروز من و تو هرچه از اسلام و مسلمانی داریم به خاطر ایشان است چرا اینقدر ایرانیان قدر نشناس اند؟
علت مخالفت آخوند ها با این شخصیت بزرگ:
در زمان گسترش اسلام ، ایرانیان با زبان مهربانی اعراب ، دین را نپذیرفتند ( همان حقیقت معروف ایرانیا که تا چوب بالای سرشون نباشه راه نمیرن) آنگاه لشکر اسلام و جهاد همانطور که سایر ملل را به اسلام رساندند در مورد ایران هم همان اندازه اقدام کردند در حالیکه سایر ملل تا امروز به ایشان بد نگفتند ولی ایرانیان ! زمانیکه حضرت عمر (رض) به درون شهرهای ایران قدم می گذاشت و زمان زمان جهاد بود این ایرانیان بودند که برای نجات از تغییر دین ، خودشان را در برابر لشکر اسلام ، لخت می کردند و فکر می کردند مسلمانان حتماً روی بر می گردانند اینجا بود که حضرت عمر (رض) دستور داد هر که را با این وضعیت دیدید از روی اسب با شمشیر از گردن بزنیدشان . جهاد در راه اسلام همیشه ابتدا با زبان مهربانی و از راه دل بوده است و کسی که دل خود را به حقایق بسته نگه دارد جواب بعدی شمشیر جهاد اسلامی است.تصور کنید اگر آن عمل انجام نمی گرفت من و تو الان با اسرائیلی ها و اروپائیان فرق نداشیم و بی بند و باری و ناهنجاری فکری و اعتقادی داشتیم پس چطور میتوانیم قدر نشناس باشیم.و همین عمر بود که پیامبر عبای خودشان را به ایشان داد که بهراه حضرت علی (رض) به دیدار صحابی بزرگ اسلام اویس قرنی بروند و بدو بدهند.
و همین عمر بود که مهربانی اش وی را گریه برای مسلمانان می کشاند از آن جمله گریه شدید وی زمانی بود که یکی از صحابی علت را پرسید: فرمودند زمین ایران نا هموار است می ترسم گوسفندی بیافتد پایش بشکند ، ایشان حتی برای گوسفند ایرانی نگران بود چه بسا برای جوانان ایرانی که سالها برای نجات این عزیزان از جاهلیت جهاد و تعلیم اسلام نمودند.
حال ای آخوند جواب این سوالمو بده:
که چطور پیامبر(ص) در حالیکه از معجزه غیب گویی و آینده بینی بهره مند بود همان زمان این مسائل را که شما از خود در آوردید ندیدند چطور پیامبر (ص) ایشان را وعده بهشت دادند و فرمودند ای عمر روزی اسلام با تو قدرتمند و وسیع خواهد شد و ای عمر روزی تو عزتمند جهانیان خواهی شد.چطور است ای آخوند که تو امروز حتی به آینده بینی پیامبر اسلام نمی اندیشی؟ مگر ممکن است (نعوذ بالله) پیامبر اشتباه هم بکند؟ تا حالا اندیشیده ای یا فقط در گوش ات خوانده اند و خودت تفکر نکرده ای چرا تویی که ادعای تحصیل و فرهنگ و دانشجو و حب اهل تفکر می کنی به ایجا که می رسی چشم به حقایق بسته ای؟ جواب بده
حضرت عثمان (رضی الله عنهه) کاتب قرآن و گسترنده ی آن
و داماد پیامبر (ص)نکته اول :این آخوندهای قدر نشناس قرآنی که امروز در دستت است را از کجا آورده اید ، ایشان قرآن را با همکاری حضرت معاویه (رض) و سایر صحابه به کشور های خاور دور فرستادند
نکته دوم و اصلی: اینکه اگر پیامبر از آینده به اذن خداوند خبر داشتند چطور این هشدار را ندادند؟(همان تهمت های شما آخوندها) و چطور ممکن بود دو دختر پاک خود را به عقد ایشان در آوردند و ایشان "عثمان ذی نورین" لقب گرفتند یعنی عثمانی که صاحب دو نور شده اند.
سوال: چطور ادعا می کنید پیامبر در مورد پیامبر در مورد داماد کردن این بزرگوار اشتباه کرده و آینده نگری ایشان غلط از آب در آمده است؟ منتظر جوابم:
علت عجز آخوندهای تشیع از بستن تهمت به حضرت ابوبکرصدیق (رض):
اینجاست که تو ای آخوند به در بسته رسیدی چون همگان می دونن که یار باوفای پیامبر در جریان تعقیب مشرکان رو دیگه نمی تونی چون سایر صحابی افترای سخت ببندی همان ابوبکر که دخترش حضرت عایشه رو به عقد پیامبر (ص) در آورد البته متاسفم واسه اونی که نهج البلاغه رو دستکاری کرده و از قول علی (رضی الله عنهه) که ایشان دارای پاکترین زبان نقل اند از قولش واسه ایشان بدگویی نوشتی.آخه مردک مگه حضرت علی چند بار به یه کافر فحش داد چه برسه به صحابی های مسلمان .(باورتون نمیشه برید یه نسخه جدیدالچاپ از نهج البلاغه رو بردارید ببینید چطوری از قول پاکترین دوست صحابه یعنی علی فحش های بدبد نوشتن (ادامه این جریان نهج البلاغه رو در قسمت بعدی کامل نوشتم)
حضرت عایشه (رضی الله عنهه)
چطور امروز آخوند و آخوند دوست ها جرات می کنن به همسر پیامبر توهین کنند و این توهین به شخص پیامبر است پس از فوت پیامبر بزرگ اسلام ، بسیاری از مسلمانان نزد همسر ایشان می اومدن و سوالات دینی شون رو از این شخصیت پاک اسلام می پرسیدن .اگه قرار بود تهمتای شما واقعی باشه پیامبر در زمان حیات شون این رو می دیدن و با وی ازدواج نمی کردن !
"مجله خانواده سبز در بلوچستان تحریم شد" این خبر سال قبل اتفاق افتاد و این مجله ملی برای اولین بار به تحریک گروهی از آخوندان تشیع ، در یکی از شماره هایش مستقیما به همسر پیامبر توهین و تهمت زشت بست پس از آن همگان این مجله کذایی را تحریم نمودند و شمارگان زیادی از آن آتش زده شد ، دقیقا در شماره بعدی همین مجله ، آن مطلب را پس گرفت و عذر خواهی نمود. اگر باور ندارید بروید بپرسید حقیقت لخته توی خیابونه.
حضرت امیرالمومنین معاویه (رضی الله عنهه):
ایشان کاتب وحی هستند که آیاتی که بر پیامبر نازل می شد ایشان در کنار حضرت علی (رض) و از جمله کسانی بودند که به کتابت قرآن همت گماشتند یکی از اسنادی که ثابت می کند هر آنچه از تهمت که آخوندها به این شخصیت بزرگ می بندند غلط و پوچ است ، بشارتی است که پیامبر شخصاً به وی برای دخول به جنت الفردوس دادند ، نعوذ بالله مگر پیامبر اشتباه هم می کردند؟هرگز. پس اگر پیامبر را قبول دارید حرفش را هم سند قرار خواهید داد اگر قرار بود حضرت معاویه (رض) واقعاً آن شخصی بود که شماها می گویید چرا پیامبر در علم آینده نگری خود چیزی از آن ندیدند. ما کاری به بعد از وی نداریم ولی همین که آینده نگری صحیح پیامبر (ص) را هیچ کس نمی تواند انکار کند همین برای بستن دهان تهمت سرایان کافی است و از پیامبر اسلام کسی بالاتر در اسلام نداشته ایم.توسل و حاجت از غیر
حضرت آیت الله برقه ای یکی از علمای سابق تشیع که در آخر سنی شدند(و توسط آخوند ها شهید شدند) اینگونه می گویند:
1- وقتی میگی یا امام یا فلان پیغمبر تو مشکلم را حل کن یا تو مشکلم را به خدا بگو در آن لحظه چه کسی به تو نزدیکتر است خدا یا امام؟
جواب : خدا. _خداوند می فرماید :"نحن اقرب علیک من حبل الورید"=من از رگ گردن به شما نزدیک تر ام
2- وقتی میگی یا امام ... در آن لحظه مهربان تر کیست؟
جواب : خداوند. _ هو ارحم الراحمین = او مهربانترین مهربان است.
3- وقتی میگی یا امام ... در آن لحظه شنوا تر کیست؟
جواب: خداوند. _ انه هو سمیع العلیم = همانا او شنوا و داناست
4- وقتی میگی یا امام ... در آن لحظه حاجت برآورده کردن کدامیک سریعتر و قدرتمند تر است؟
جواب : خداوند. _ انه هو علی کل شیئ قدیر
توجیه توسط مولانا عبدالعلی خیرشاهی : پس معنی آیه " و اذا سئلک عبادی ،
فإنی قریب " را با دقت گوش کن: خداوند نمی گوید من نزدیک ام بلکه میگوید : "زمانیکه بندگانم از من سوال می کنند ، پس من نزدیکم" که سوال می کنند.رمز کلام قرآن را می بینید؟ از همه کسانی که از علم فقه و از زبان عربی چیزی می دانند دعوت می کنم همین آیه را برایم ترجمه کنند این آیه آنقدر هویداست که نیازی به تفسیر ندارد آیه ای که دهان هرچه توسل جو است را خواهد بست قرآن را که دیگر نمیتوانید انکار کنید ، یا آیه معروف : " ایاک نعبد و ایاک نستعین "= تنها تورا می پرستیم و تنها از تو مدد می جوییم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقاله دوم
«توسّل و واسطه قرار دادن بندگان»
متوسّل و دست به دامن شدن به غير خدا، موضوع ديگري است كه اسلام آن را شرك دانسته است؛ زيرا هيچ موجود ديگري همچون خدا، خارج از قيد زمان و مكان نيست، و قدرتي غيبي ندارد كه بتواند همه جا حاضر و ناظر و قاهر و محيط بر همه چيز باشد كه مردم ـ در هر مكان و زماني ـ به او دسترسي داشته و هر وقت بخواهند متوسّل شوند! اگر چنانچه موجودي در جهان داراي چنين صفاتي باشد، در واقع همتاي خدا بوده كه اين در اسلام ـ و فقط اسلام ـ صحيح نيست و كفر و شرك آشكاري ميباشد
.انسان بايستي به موجودي متوسّل شود كه مقيّد به مكان و زمان نباشد و خود خالق مكان و زمان و همه چيز، همه جا حاضر و ناظر، آگاه به همة كارها و امور، همه چيز در دست او، و مالك نفع و زيان باشد كه اين هم، تنها مختصّ خداي ـ سبحان ـ است و بس، و اگر كسي اين صفات را به موجودي غير از خدا نسبت دهد، مشرك است و به عبارت ديگر، كسي كه به غير خدا ـ آگاهانه و يا از روي ندانستن ـ متوسّل شود، دچار شرك شده است
!قرآن بيان ميكند كه توسّل به غير خدا، يك نوع انحراف عقيدتي و فكري از صراط مستقيم، و شرك به خداوند ـ متعال ـ ميباشد. چنانچه ميفرمايد
:[ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَي' صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ] ... [ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَـ'ئِكَ مَعَ الْمـُؤْمِنِينَ ] ... [ فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا بِاللَّهِ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمـًا ] ... [ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَئ'كُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَي' وَ نِعْمَ النَّصِيرُ ] .
[ و هر كس (در تمام كارها) به خدا متوسّل شود، بيگمان به راه راست و مستقيم رهنمود شده است ] ... [ مگر كساني كه توبه كنند و برگردند و به اصلاح خويش بپردازند و به خدا متوسّل شوند و آيين خويش را خالصانه از آنِ خدا كنند (و فقط و فقط او را بپرستند و به فرياد خوانند)، پس آنان از زمرة مؤمنان خواهند بود ] ... [ كساني كه به خدا ايمان بياورند و به او متوسّل شوند، ايشان را به رحمت و فضل عظيم وارد خواهد ساخت، و در راه راست و مستقيمي به سوي خود رهنمودشان خواهد كرد ] ... [ و به خدا متوسّل شويد كه او تنها سرپرست و ياور شماست، و چه سرور و ياور نيك و چه كمككنندة خوبي است! ] ...
پس با توجّه به اين حقايق، هر كس كه ميخواهد راه راست و درست را طي كند و دين خود را براي خدا خالص گرداند و تنها او را عبادت كند و خود را داخل در رحمتش نمايد و خدا را مولي و ياور خود بداند، بايد كه فقط به او متوسّل شود و از غير او دل ببرد! در غير اين صورت، از راه راست و مستقيم منحرف شده و همتايي براي خداوند ـ سبحان ـ تراشيده و مشرك گشته است
.و امّا در مورد جُستن «وسيله» براي نزديكي به خدا، قرآن كريم چنين ميفرمايد
:[ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ].
[ اي مؤمنين! تقوا پيشه سازيد و براي تقرّب به خدا، وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد تا (از اين طريق) رستگار شويد ] ...
برخي از مسلمانان ـ امروزي ـ كلمة «وسيله» را در اين آيه به «وساطت» بين انسان و خدا تعبير و تفسير كردهاند؛ يعني مؤمنان براي تقرّب جستن به خدا، ناگزير بايد بندگان خاصّش ـ همچون انبياء و اولياء و صالحان ـ را واسطه قرار دهند. آنها معتقدند كه اين عمل براي نزديكي به خداوند و صلاح و رستگاري، كفايت ميكند
!امّا چنين تعبيري از معناي «وسيله» ـ به زعم متوسّلين به اشخاص ـ با اسلام مغايرت دارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقاله سوم
از جمله شبهه هائى كه اهل باطل آنرا ادعا مىكنند
چرا از اولياء ياري نخواهيم در حاليكه خداوند در باره آنها چنين مىفرمايد:
)أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (62)( سورة يونس.[
بدان كه دوستان خدا نه بيمي بر آنان است، و نه آنان اندوهگين شوند].ما فقط بخاطر جاه و منزلت آنان نزد خدا آنها را مىخوانيم، چون صالح و نيكوكارند و در نزد خدا مقام دارند، و ما بخاطر آنچه كه خدا به آنان داده آنـها را مىخوانيم
.علماي موحد اهل سنت و جماعت در صدد رد به اين شبهه بر آمده و جواب داده اند كه: بقيه آيه را بخوانيد تا بريتان واضح گردد:
)الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ(63)( سورة يونس.[
آنانكه ايمان آورده اند و پروا مىكردند].خداوند تعريف اولياء را چنين بيان كرده: بخدا مؤمن هستند، و از كردار و اعمالي كه خدا از آن خشم و غضب مىگيرد و كراهت دارد، پرهيز مىكنند، و از بزرگترين اعمالي كه خدا به آن خشم مىگيرد و كراهت دارد، شرك و توسل بغير از خداست، پس چگونه اولياء راضي مىشوند تا ديگران به آنها توسل جويند، بلكه خداوند در روز قيامت به اولياء خود مىفرمايد:
)أَهَؤُلاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ(40)قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ(41)( سورة سبأ.[
آيا اينان شما را مىپرستيدند؟ گويند پاك ومنزهي، تو كارساز مايي نه آنان، بلكه جن را مىپرستيدند، بيشترشان به آنها باور داشتند].و رسول الله (ص) با مشركين عرب به جنگ پرداخت در حالىكه به توحيد ربوبيت اعتراف داشتند، آنهم اينكه: خدا خالق و رازق و مدبر تمامي امور در آسمان و زمين است، با آنها جنگ كرد در حالىكه در بارة اولياء مىگفتند:
)هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ(18)( سورة يونس.[
اين (بتها) شفيع ما نزد خدايند].با اينحال شفاعت آنها از مرده صالحين و غيره به آنها نفعي نرساند
.از خداوند متعال خواستارم كه من و شما و جميع مسلمانان را به آنچه رضا و خشنودى اوست موفق دارد
.و ما را بر ملت پدرمان ابراهيم (ع) و سنت پيامبرمان محمد (ص) النبي الأمي الأمين ثابت قدم و استوار گرداند، تا اينكه خدا را ملاقات كرده و هيچ فتنه و محروميتي از رحمت خداوندي بر ما وارد نشده باشد
.وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين
شرک در تشیع آخوندی بیداد می کند !
معنی شرک:
شرک یعنی شریک قرار دادن و در تعالیم اسلام یعنی شخصی یا امری را هم تراز خدا و قدرتش قرار دادن (نعوذ بالله) و کسی که همانند خدا و جدا از خدا ادعای قدرت شفا و حاجت بر آوری داشته باشد از نظر اسلام این شخص و پیروانش مشرک مطلق خوانده می شوند و گناه کبیره بخشیده می شود ولی شرک هرگز و هرگز بخشیده نخواهد شد . هرگز . اگر کسی از غیر خدا حتی از پیامبران و پیامبر اسلام (ص) تقاضای شفاعت و حاجت کند شرک محض کرده است ، مگر خداوند شنواتر و تواناتر نیست؟اگر هست عقلت کجا رفته است؟ چرا تقلید کورکورانه ؟ چرا خود را با زنجیر بستن به حرم ها ؟ چرا قبر پرستی ؟ آن که مرده است چطور تو را حاجت روا می سازد؟ او خودش دستش از امور دنیا کوتاه است و نیازمند فاتحه و دعای من و توست؟ می گویید مستقیما از او نمی خواهیم بلکه او پیک شما به خداست؟ مگر شنیده اید عبادت خدا هم غیر مستقیم باشد مگر با عقل جور در می آید که صحبت با خدایی که از رگ گردن به شما نزدیک تر است با واسطه حرف زد؟ عجیب است که شماها تعالیم را مثل یک بسته ی مهر و موم شده تحویل می گیرید و بدون سنجش آن را می پذیرید سنجشی که نیاز به علم فقه و زبان عربی و ... ندارد و فقط راه عقل را می طلبد که همه شما خدا را شکر دارید مگر شخصی دیوانه که اگر از شما شیعه متولد شود به سبب نداشتن تعقل تبرئه است.عذا داری ، قمه زنی ، و آزار جسم بدعت دیگر آخوند
خداوند می فرماید همه مخلوقات من مرا ذکر می کنند چه انسان چه حیوان و چه آسمان و زمین و کوه همه و همه خدا را ذکر می کنند و ذاکر هستند و اگر کسی ذاکران خدا را آذار دهد مواخذه می شود اگر دلیل معقول و موجه داشته باشد که هیچ اگر دلیل نیاورد مستحق عذاب است. و این دلیل موجه را با یک مثال روشن می کنم : اگر با طب سوزنی را به قصد شفا استفاده کنی از شکنجه بر اثر آذار پوست و گوشت ذاکر تبرئه ای ولی اگر قصد خالکوبی باشد گناه بزرگ و مستحق عذاب هستی . پس می بینی دلیل موجه شامل نیکی رساندن به خود یا غیر است و حتما باید در ماحصل آن فایده در حد رضای خداوندی باشد.
ولی آزاری که توسط زنجیر و قمه و ... به پوست و گوشت و جسم می رسد شدتش بیشتر از سوزن و طب سوزنی است ، آیا دلیل موجه دارند؟
خیر ، اگر خلقی از مخلوقات خدا که بیمار است و درمانش فقط همین است بروید و با زنجیر و قمه بزنیدش و اگر از این کار درمان شد آنگاه خیر است ! وقتی شما سالانه میلیونها تومان صرف مرده پرستی می کنید و در گوشه ای از ایران ملتی یک قرص نان ندارد چون سنی است ، خدا با شما چه خواهد کرد؟ ولی ما هم حضرت امام حسین (رض) را دوست داریم و برایش احترام خاصی قائلیم.
اگر یک گونی کوچک گندم به دوش می کشیدی و به مستحق می دادی ثواب اخروی داشتی ولی وقتی بجایش آن علم و آن ستون فلزی که نام حسین(رض) بر آن نوشته را در دوش می کشی و بدنت را می آزاری چه کسی از تو خیری می بیند؟ حسین یاور مستحقان بود و مورد ارادت اهل سنت است ولی ما بدن خود را به جز خیر نمی آزاریم.
محرم ماهی که در آن خونریزی حرام است شما آخوندها در این ماه بر سر خود قمه می زنید و خون می ریزید خودتان که هیچ آن کودکان طفل معصوم چه که خودم با چشمهای خودم والدین ابلهی را دیده ام که سر کودک را زخمی نموده اند و این از بی مغزی و تقلید کورکورانه و بازگشت جاهلیت به تحریک آخوندهاست. در آن زمان اگر در ماه محرم جنگ میان امام حسین و منافقان در گرفت این خونریزی و سرکشی از سوی منافقان و دشمنان وحدت بود و به تسنن ارتباطی ندارد راست تر بگویم آن زمان واژه ای بنام تشیع و تسنن نبود بلکه واژه مسلمان استفاده می شد آن هم در مورد کسی که مسلمان واقعی و پیرو سنت رسول الله (ص).
می گویید حکومت تان حکومت برابری است ولی هزینه ها را صرف نابرابری و قبرپرستی می کنید.
آمار پایین تشیع از نوع آخوندی و آپدیت شده
بروید تحقیق کنید چرا مسلمانان اهل سنت تمام دنیا را فرا گرفته اند؟ چون خرافات در آن راه ندارد.چون در آن به سایرین توهین نمی شود و زبانش به ناسزا باز نمی شود.چون به زندگان بها می دهند و به مردگان در حد یاد و فاتحه و هزینه ها را صرف نیازمندان زنده می کنند نه طلاکاری مقبره مردگان . هندوستان اندونزی پاکستان ترکمنستان افغانستان ترکیه عمان عربستان امارات متحده عربی فلسطین اردن کشور های شمال آفریقا سوریه ... همه مملو از مسلملنان سنی است و جز یک ایران در بقیه دین رسمی حکومت سنی است و حتی تمام استانهای مرزی ایران مثل خراسان سیستان و بلوچستان هرمزگان بوشهر شهر کرد کرمانشاه ایلام یاسوج سنی اند و همین وسط مانده که هنوز در خواب اند. ترک ها اگر شیعه اند پیرو آن شاه اسماعیل صفوی نگون بخت است و تشیع هم در مرکز به خاطر همین شاه اسماعیل آمد که البته پیشرفت نکرد وبه مرزها نرسید.این آمار بالای جهانی شدن تسنن به راستی شما را به فکر وا نمی دارد؟
برخی شخصیت های مشهور ایران که سنی بوده اند:
صلاح الدین ایوبی فاتح جنگ های صلیبی از غرب کشور ، حافظ شیرازی معروف به لسان الغیب (متاسفانه دیوان حافظ توسط سودجویان تحریف شده است) ، سلطان بایزید بسطامی از سمنان ، امیرنظام گروسی شاعر نامدار غرب ایران ، سعدی ، کمال الدین بهزاد معروف به کمال الملک هنرمند نامی ایران ، جامی شاعر بزرگ شمال شرق ، حکیم عمر خیام (متاسفانه اسم کوچک آن را شیعیان بکار نمی برند ولی خیام را بر نام خیابان ها و بیمارستان ها می بینید) ، عطار نیشابوری شاعر شمال شرق ایران ، حسین کرد شبستری فاتح هندوستان از غرب ایران ، حکیم ابوالقاسم فردوسی ، دوست محمد معروف به دادشاه مبارز بلوچستان در عصر پهلوی ، شهید مولانا محمد عمر سربازی و مولوی نعمت الله که توسط رژیم آخوندی در جنوب شرق شهید شدند ، مولوی عبدالعلی خیرشاهی از خراسان ، مفتی الاسلام پردل که هر دو شان بخاطر حرف حق زندانی شدند:
مفتی الاسلام محمدصالح پردل - شهید مولانا محمدعمر سربازی - مولانا خیر شاهی - شهید مولوی نعمت الله
![]()
![]()
.jpg)

ترديد در فرضيهء امام زمان وتفاوت بزرگ آن با مهدى موعود
آقاى منتظرى ميگويد كه :"اصل وجود امام زمان مورد ترديد نبوده تا بخواهيم از راه نواب چهارگانه آن را اثبات نمائيم، علاوه براينكه بوسيلهء براهينى كه دلالت ميكند برلزوم امامت عام در همه اعصار وزمانها به اثبات ميرسد بوسيلهء اخبار متواتره كه از پيامبر اكرم وائمهء معصومين عليهم السلام نقل شده واز طريق فريقين روايت شده است وبه اثبات ميرسد، وبيش از سه هزار حديث از طرق شيعه وسنى در بارهء آنحضرت در دسترس است به گونه اى كه اجمالا در حد تواتر است وموجب قطع ويقين مى باشد، شما ميتوانيد در اين زمينه به صحيح مسلم وسند احمد بن حنبل وجامع الوصول وكنزالعمان وسنن ابن ماجه از كتب اهل سنت وغيبت نعمانى، غيبى شيخ طوسى، كمال الدين صدوق وبحار مجلسى از كتب شيعه مراجعه فرماييد.."
من نميدانم كه اين سخن ها را آقاى منتظرى از سر تقيه و تلبيس وتدليس گفته است؟ ويا واقعا از آراء وانديشهء ديگران بى خبر است؟ اما در مورد ترديد بر امام زمان همين كافى است كه در هيچ مذهبى اصولا پذيرفته نيست وآنرا خرافه اى مضحك بيش نميدانند كه مخصوص اماميه است و همگى متفقند كه دست مكر تقيه پيشگان آنرا ساخته وپرداخته است، ليكن از آنجائيكه الآن اين نظام بقول بانيش نظام وكشور امام زمان است بايد اين آراء را جدى گرفت، وقياس چنين شخصيت موهومى با احاديث مهدى مكرى بيش نيست، وحتى احاديث مهدى را نيز كم نيستند كسانى كه نپذيرفته وآنهارا رد نموده اند، از آنجمله مفتى سابق ورئيس محاكم شرعى قطر شيخ عبدالله بن زيد آل محمود تأليفى دارد به نام "لا مهدي ينتظر بعد النبي خير البشر" =بعد از پيامبر خيرالبشر نبايد به انتظار مهدى نشست، كه در آن ميگويد سبب نشأت خرافهء مهدى موهوم شيعيان هستند كه درهرزمان ومكانى بلبله هايى ايجاد ميكنند وعوام را ميفريبند، واين بر خلاف ادعاء منتظرى است كه ميگويد احاديث امام زمان در صحيح مسلم و بين فريقين متفق عليه است، يعنى حتى در ميان اهل سنت نيز متفق عليه نيست تا چه برسد بين فريقين، بگذريم از اينكه مهدى موعود اصولا غير از امام زمان مورد بحث وسؤال وجواب است، وشيخ عبدالله در كتاب مذكور ميگويد بعضى از اخبار ميگويد كه مهدى همان منصور دوانيقى است كه گويا بنى عباس در جعل ووضع اينگونه احاديث دست داشته اند، وبرنامه هاى سياسى آنها تقاضاى چنين دروغهايى را روشن ميكند،
اما داشمندانى كه احاديث مهدى –بگذريم از روايات امام زمان كه يكى از بزرگترين وخطرناكترين دروغها درتاريخ اسلام است- رابطور كلى كذب وجعل دانسته اند كم نيستند، مثل دانشمند شهيرومعاصر پاكستانى مولانا ابوالأعلى مودودى ومورخ شهير اسلام وبنيان گذار علم فلسفهء تاريخ عبدالرحمن ابن خلدون وعلامه ابن القيم شاگرد بزرگ شيخ الاسلام ابن تيمية وامام شاطبى از ائمهء بزرگ مالكيه وصاحب كتاب الموافقات در اصول فقه كه يكى از وصاياى امام محمد عبده خواندن اين كتاب است، وفريد وجدى در دائرة المعارف الاسلامية ص 8 وامام دار قطنى وامام ذهبى وعلامه محمد رشيد رضا وبسيارى ديگر...
آيا با اين همه هر دو ادعاء آقاى منتظرى بيدليل وواهى نيست؟ يكى اتقاق بين فريقين در اينمورد وديگرى يكى دانستن دو موضوع متفاوت يعنى مهدى وفرضيهء ساختگى امام زمان ؟
آيا اين را واقعا از بى خبرى او دانست يا اينكه بحساب دنيا وخمس وسهم امامى كه مقلدان غافل را بدان فريفته ودين ودنيايشان را ويران كرده اند، كه اگر اين فرضيهء ساخته وپرداختهء روحانيت مكار بهم ريخته شود ديگر برايشان نه بهانه اى براى حكومت امام زمانى وولايت فقيهى خواهد ماند، ونه بهانه اى براى استحمار واستغفال دين باوران سادهء مقلد خود كه باور كرده اند واقعا على آباد هم شهرى است وامام زمان هم شخصيتى حقيقى!!
كتاب صحيح مسلم را كه آقاى منتظرى بدان حواله داده است براى بررسى دليل ايشان مراجعه نمودم نه اينكه مدعاى ايشان در آنجا نيست بلكه حتى يك حديث هم در مورد مهدى- كه بازهم بگويم غير از امام زمان- هم در آنجا نيامده است وحقيقتا انسان در تعجب ميماند كه واقعا اين از بى خبرى بزرگترين مرجع شيعيان است يا از تدليس وتلبيس ايشان ، آرى صحيح مسلم مخصوصا در ج 9 –بشرح امام نووى-كه علامت هاى قبل از قيامت را ذكر نموده واز فتنه هاى داخلى اين امت وفتنهء ياجوج وماجوج وفتح قسطنطينيه وخروج دجال ونزول عيسى بن مريم رواياتى آورده است ليكن چنين امامى اشاره هم نكرده است آيا واقعا اين نقل روايت و احاله دادن به دروغ روشن چرا؟ اگرچه همچنانكه از كتب اماميه هويداست صفات اين امام زمان با دجال يهود شباهت هاى فراوان دارد كه در اين مقاله مفصل[11]ا مقارنهء اعمال آندو خواهد آمد،
واما فرق بزرگ بين مهدى كه در بعضى از مصادر درجهء دوم اهل سنت آمده با امام زمان اماميه كه ريشه در تلمود يهود دارد چنان واضح است كه علماء ومحققان مسلمان از قديم اينرا روشن نموده اند ،
ليكن اين موضوع چون از اصول باورهاى اماميه گشته شايد براى بعضى از هموطنان حق جوى ما اين امر پوشيده باشد لذا سعى اينجانب در اينست كه كه انگشت روى اين موضوع گذاشته وتاحد توانايى خودم آنرا روشن نمايم تا كسانى كه بخواهند خودرا از سرداب جهل وفريب نجات ندهند حجت تمام شده وروشن شوند،
بد نيست بدانيم همانطور كه توطئهء امامت ووصايت اولين بار درتاريخ اسلام از طرف عبدالله بن سبأ يهودى به ظاهر مسلمان مطرح شد انديشهء امام زمان نيز آرام آرام ساخته وپرداخته شده كه بازهم دنبالهء همان توطئه جهت تخريب انديشهء اسلامى واز بين بردن قدرت وسلطهء اسلام بوده است ، پس اجازه بدهيد كه اجمالا نگاهى به عقيدهء مسيح منتظر-موعود-يهوديان نموده وسپس بعد از روشن شدن آن مقارنه اى علمى وتاريخى بين آن ومنتظر اماميه نماييم تا ببيننيم كه آيا واقعا سه هزار روايت مورد اشارهء آقاى منتظرى مثل سه هزار كلاغ است كه با يك كلوخ ميرمد يا نه؟ واز آنجائيكه تشابه شديدى بين دو طر تفكر وباور موجود بين اماميه ويهود در مورد امام زمان ومسيح منتظر وجود دارد ناچارم كه ابتدا به بررسى عقيدهء مسيح منتظر يهود بپردازم تا روشن شود كه باور امام زمان از كجا ريشه گرفته است وتا چه حد اعمال او عينا به مسيح يهوديان مشابهت دارد
خانه عفاف و صیغه = زنا ی محض و زشت آخوند
طبق آخرین آماری که دارم تعداد 61 خانه عفاف توسط آخونهای تشیع در ایران دایر شده است و هر کسی که حتی زن هم دارد در آنجا با حضور یک آخوند صیغه جاری می کنند و بعدش...
به نظر من و هر کس دیگه ای که خوب فکر کند می بیند که صیغه
با زنا و خانه عفاف با لانه فحشا فرق چندانی ندارد.و این یکی از دیگر دلایلی است که یک شیعه واقعی را به شک در مورد آخوندش وا می دارد.چون که ازدواج آنقدر آیین پاک و حساب شده ایست که رسمیت و صحت آن با وجود مهریه و خطبه عقد و حضور والدین دو طرف انجام می شود و نمی توان آن را به این سادگی توجیه کرد که یک زنی که چادرش را برعکس به سر می کند و به نحوی علامت آمادگی برای صیغه را روشن می کند توسط یک آخوند چشم چران و یا یک شیعه ی گمراه به خانه عفاف آورده شود و به همین سادگی ... .
نهج البلاغه ی نوین با زبان فحش تعلیم حدیث می دهد !!!
نکته اول :
متاسفم که این نهج البلاغه هر از گاهی توسط جامعه آخوندی آپدیت و به روز رسانی می شود !!!
بنده چند شماره چاپ از نهج البلاغه را با تاریخ های متفاوت دیدم که همه اش چاپ رسمی ایران و از معروفترین انتشارات ایران هستند ولی مطالب شان همگی با هم فرق دارد که در بزرگترین کتابخانه های ملی موجودند و به ثبت هم رسیده اند !
نکته دوم
: برداشتی که ما اهل سنت ازحضرت علی (رض) داشیم در پاکی زبان و مهربانی گفتار نظیر نداشته است ، ولی در کتاب نهج البلاغه ُ آخوندها از قول ایشان فحش و ناسزای فجیع می نویسند چطور ای آخوندها و آخوند دوست ها ادعای حب علی می کنید؟ حال شما به نویسندگان خودتان اعتماد می کنید؟ چرا هرگز در کتب اهل سنت حتی کوچکترین کلمه ای در حد کم حرمتی نمی بینید چه برسد به فحش . علما و نویسندگان مذهبی اهل تسنن آموخته اند حتی به کفار هم بد و ناسزا نگویند چه برسد به تشیع.اصلا به حرف من اعتماد نکنید بروید تحقیق کنید اگر با حرف من مغایرت داشت هرچه دلتان می خواهد به من بگویید.برای راهنمایی ، بروبد نهج البلاغه را باز کنید و اوایل کتاب نه اول اول ، را جایی که در مورد صحابه و خلفای راشدین نوشته شده را خوب ببینید.دستکاری معنی یکی از آیات قرآن توسط الهی قمشه ای یک آخوند دوست
خودم با چشمان خودم در قرآن چاپ اوایل انقلاب که توسط الهی قمشه ای فیلسوف بزرگ ایران که شیعه هم هست دیدم که این کلمات در معنی آیه موجود بودند : شیعه ، فاطمه (س) و... که اینها را در آیه عربی ندیدم ! ولی شیعه واقعی اینها را قبول داشته باشد
وضوی ساخت آخوند ! :
وضو سند پاکی نمازگزار از آلودگی و غبار است ولی وقتی از هر اندام فقط جزئی از آن خیس می شود طرف دیگر آن چه می شود؟ یعمی مثلا پشت پا تمیز تر از جلوی پا است؟ !!!ولی شیعه واقعی اینها را قبول داشته باشد
اذانی که آخوند دستکاری کرد:
ولی شیعه واقعی اینها را قبول داشته باشد که چطور ممکن است اذان در زمان حیات حضرت رسول (ص) تغییر داده شود مگر اینکه بعد از پیامبر (ص) نام حضرت امیرالمومنین علی(رضی الله عنهه) بدان افزوده شده باشد چون اگر بحث "ولی" باشد ایشان در اواخر حیات نبوی قرار بوده ولی باشند در حالیکه جملات اذان تا جایی که من میدونم در زمان فتح مکه توسط حضرت بلال حبشی(رضی الله عنه) به پیامبر پیشنهاد شد زمانی که مکه فتح شد حضرت بلال بر بالای کعبه رفت و اذان گفت و پیامبر همانجا همان اذان را پسندیدند آن زمان سخنی از ولایت علی و "علی ولی الله " به میان نیامده بود. عجیب است بخدا.ولی شیعه واقعی اینها را قبول داشته باشد
اشاره به بعضی جنایات فجیع آخوندهای تشیع !!!
1- در خراسان شمالی و اگر اشتباه نکنم شهر مسجد سلیمان :
بعد از نماز عشا گروهی از بولدوزورها و کامیون ها تا قبل از نماز صبح یک مسجد
بزرگ اهل سنت را به همراه هرچه قرآن در آن بود با خاک یکسان کردند عده ای از نقل کنندگان اینگونه گفته اند که شب مسجد را ترک کردیم و صبح اثری از آن ندیدیم فقط درخت ها و نهال های تازه کاشته شده بجای آن را دیدیم.(حکومتی که بودجه می دهد تا قرآن و سجده گاه را خاک کنند )
2 - در زمستان 1386 یک حوزه علمیه آموزش حفظ قرآن کریم در روستایی دور افتاده و فقیر نشین نزدیک زابل در حالی توسط بولدوزورهای حکومتی خاک شد که تمام شخصیت های مهم شهر از جمله فرماندار ، فرمانده نیروی انتظامی ، واطلاعات و ... در صحنه حضور داشتند این جنایت که در شب انجام شده بود توسط صدها نیروی گشت موتوری اسکورت می شد و هزاران جلد قرآن کریم زیر لاستیک بولدوزور حکومت له شد و خاک گردید
(جرم: طبق اظهارات محلی های آنجا نیروهای اطلاعات یک افغانی را لباس مذهبی پوشانیدند و با مصاحبه از پیش تنظیم شده و ظاهری ، اعترافی ساختند که من اینجا تعلیم نظامی ضد حکومتی می دیده ام ، سپس به این جرم ساختگی مرتکب این جنایت شدند.)
3 - یکی از روحانیون شیعه که اسمش دقیق یادم نیست ولی شیرین زبانی اش را حتما در کلیپ های موبایلی دیده اید در آخر سنی شدند و چند روز بعد از این خبر توسط حکومت شهید شدند.(روحش شاد)
4 - چند سال پیش یکی از طلاب اهل سنت به طرز فجیعی سوزانده شد و جسدش زیر پل پیدا شد.

5 - مولوی احمد نارویی یکی از بزرگترین علمای اهل قلم و منبر اهل سنت از بلوچستان هستند ایشان به سبب دفاع از حقوق اهل سنت زندانی شدند.
6 - مولوی نعمت الله یکی از مدافعان حق و حقوق و اعتقادات اهل سنت در بلوچستان به سبب دفاع از مقام حضرت عمر (رض) توسط رژیم شهید شد و بسوی حق شتافت.
7 - مولوی عبدالعلی خیر شاهی یکی از مدافعان حق اهل خراسان که به همه ایران
سفر می کرد و سخنانش کل ایران را به لرزه در آورد در دفاع از صحابه زندانی شدند.
۸ - مولوی محمد عمر سربازی استاد مدرس قرآن و حدیث که کرامات بسیاری در حد
معجزه از وی سر می زد و یکی از نویسندگان قدر و توانای بلوچستان توسط نیروهای اطلاعات به مقام شهادت نائل گردیدند.(جریان شهادت ایشان بسیار سر و صدا کرد قاتلان این عزیز گرانقدر و محبوب بلوچستان توسط گروه جنبش مقاومت مردمی بلوچستان دستگیر شدند و علناً اعتراف کردند که توسط وزارت اطلاعات کشور تطمیع شده بودند و سیانور را هم از اطلاعات تحویل گرفته بودند.)
9 - سرهنگ کاوه یکی از کسانی که توسط جنبش مقاومت مردمی بلوچستان دستگیر شده بود اعتراف کرد که توسط دولت تطمیع شده بود با اهل سنت و مردم بلوچستان مبارزه کند و جوانان زیادی را شهید نموده است این ملعون توسط گروه جنبش مجازات اسلامی شد و به هلاکت رسید.
10 - چند مسجد جامع در اطراف خاش (بلوچستان) تا مدت زیادی حق برگزاری نماز جمعه نداشتند.!

11 - به مسجد مکی زاهدان دستور داده شد که بلندگوهای خارجی مسجد را جمع کنند تا مردم اطراف نشنوند ولی با مخالفت و مقاومت مردم عقب کشیدند.
12 - مراسم ختم قرآن که ما آن را مراسم ختم صحیح بخاری
می نامیم هرساله هزاران تن از مسلمین ایران را به بلوچستان می کشاند ، در سال قبل حکومت آخوند اعلام کرد که حق برگزاری مراسم ختم قرآن ندارند ولی با شورش مردم این دسیسه ناکام ماند.
و اتفاقات زیادی که همه و همه نشان ترس این حکومت آخوند سالار از بیداری مردم دارد که مبادا این اندک شیعه ی خاور میانه در روز بیداری ، بر ضد منافع و موقعیت آخوندی قیام کنند و سرکوبی این قیام های بیداری را با کشتن این بزرگان و تخریب مساجد و له کردن قرآن زیر لاستیک جرثقیل ها پاسخ داده و این وقایع همچون لکه ننگی بر تاریخ تشیع مانده اند و در آدمکشی بر اسرائیل و آمریکا پیشی گرفته اند چون دشمنی غربیان آشکار و قتل اینان پشت پرده است همه می دانیم که خطر دشمن پیدا از دشمن پنهان کمتر است.
موضع اهل سنت بلوچستان در برابر همان ج نبش مقا ومت مردمی بلوچستان چگونه است؟
ج نبش مقاومت مردمی بلوچستان اعلام نموده است که این مبارزات جنبه دینی- مذهبی نداشته و صرفاً سیاسی و حقوقی است و ارتباطی با اهل سنت و روحانیون علمای سنی ندارد.
اخیراً دو شخصیت با چهره روحانیون در جریان درگیری در ایران شهر دستگیر شدند . جالب است که همین حکومت از کانال تلویزیون استانی اعتر افاتشان را قبل از مجازات پخش کرد و آنها اقرار کردند که از حوزه علمیه اهل سنت اخراج شده اند و عضویتشان در گروه مقا ومت مردمی صرفاً سیاسی بوده است.
هفته وحدت دیگر یک شعار شده است:
فکر می کنید با تمام این پشت پرده کشتن ها دیگر از وحدت جز یک شعار چیز دیگری بر جای مانده است؟ وحدت زمانی تحقق می یابد که هردو طرف از حقوق مساوی برخوردار باشند نه اینکه مساجد یکی را خراب کنی قرآنشان را زیر بولدوزور له کنی علمای وحدت طلبشان را شهید کنی و بعد بگویی من خواهان وحدت ام. تو اگر خواهان وحدت هستی زندگان را در یاب نه مردگان را.رفتگان دیگر بر نمی گردند که تو سالانه میلیاردها میلیارد صرف مراسم 14 خرداد و زنده کردن خمینی می کنی و میلیاردها صرف تورهای مسافرتی مشهد و کربلا می کنی و مردم ایران نان و بنزین شان در سهمیه بندی است گاز ندارند و تو گاز به هندوستان می فرستی نفت برای زمستان ندارند و تو برای گرم نگه داشتن بازار خودت نفت به غربیان می فروشی. و آن وقت می گویی در حکومت آخوندی همه از حقوق مساوی برخوردارند ولی همین که در فرم استخدام ، مذهب جوان تحصیل کرده تسنن نوشته شده فوراً تبعیض چشمانت را کور می کند ، از کدام تساوی و عدالت حرف می زنی بهتر نیست نام کشورت را جمهوری ایران بگذاری و نام اسلام را برداری تا لااقل جهانیان این همه بدبختی ایران را اسلامش ندانند فقط از نام اسلام سوءاستفاده می کنید و وحدت را به لجن کشانده اید اساسنامه حکومتی تان بوی تعفن گرفته است. بولدوزور تان فقط در 2 کار خبره است تخریب مساجد و اعدام جوانان پس با بولدوزور اسرائیل چه فرقی دارد؟
پایان
: در ضمن من از مردم ایران عذر می خوام که اگه بهشون برخورده والا از نفهمی های آخونداشونه . من این گوشه دنیا دارم زندگیمو می کنم ولی خدامو بی واسطه و بی پرده می پرستم و ازش مستقیما حاجتمو میخوام واسه همینه که هرگز سوق به سمت آخوند در دلم ایجاد نشده ولی هرساله بخدا قسم که هزاران برادر و خواهر شیعه به مذهب خالص و ساده ی تسنن اضافه میشن بخدا قسم هر غیر مسلمانی که خواسته مسلمان بشه به تسنن اومده من از خودم نمیگم اخبار دنیا رو دارم می بینم . ولی اگر در امارات و دبی پولدار های عرب رو می بینید که هوسران هستن و مذهبشون سنی هست این به خاطر ضعف ایمان شخصی شون هست اونها که هوسران به دنیا نیومدن من هم به عنوان یه سنی اونا رو دشمن خودم می دونم هرگز علمای ما مدافع اون ها و اعمالشون نبودن و نیستن . حرف من سر کارهایی هست که نام اسلام رو خراب کرده سر خرافه گرایی ها و نوآوری ها و ظلم پشت پرده هست . خوتون دیدین که من هرچه دلیل بر بی ثباتی نو آوری های آخوندها آوردم به دنبالش شما رو به سنجش و تفکر فراخوندم چون وسیله و ابزار من همین راه عقل و دل هست شاید این مطالب من روزی فیلتر بشه ولی حرفام یادتون بمونه.به خدا سپردمتون و برای خوانندگانم دعای خیر می کنم. منتظر نظراتتون هستم.نویسنده : مجاهد -زاهدان
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by gomrahan.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM